گفتم:میدانم ولی به کمک والین خود می توانید در تدریس شرکت کنید

کلاس شلوغ شد.بعضی ها با تعجب من را نگاه می کردند.ستاره گفت:خانم یعنی درس بدهیم

گفتم،بله.دلارام بلند شد و گفت:ما باید چه کارهایی بکنیم؟

در همین لحظه گفتم اگر کمی حوصله داشته باشید برایتان می گویم.

و گفتم:شما می توانید برای تدریس موضوع خود تحقیق کنیدیا از افرادی که در این زمینه اطلاعات دارند دعوت کنید که به کلاس ما بیایند و برای بچه ها توضیحاتی بدهند.هم چنین میتوانید نمایش یا پانتومیم بازی کنید.عکس،فیلم یا وسایلی که مورد نیاز است را به کلاس بیاورید خوب حالا من برگه ای به شما می دهم که توضیحات لازم را برای والدین شمادر آن نوشته ام و تاریخی که شما باید آماده باشید در آن است.سپس اشاره به گروهی کردم که باید دو روز دیگر تدریس می کردند از آنها خواستم نهایت تلاش خود را بکنند.

بالاخره روزی که باید بچه های گروه اول تدریس می کردند فرا رسید وقتی وارد کلاس شدم دیدم 6 معلم کوچولو در جلوی کلاس منتظر آمدن من بودن با تعجب نگاه کردم گفتم چی شده؟در حالی که بچه ها شور و شوق خاصی داشتند فاطمه گفت:خانم می خواهیم درس بد هیم و وسایلی که آورده بود را به من نشان داد.

یکی یکی شروع کردندزهرا با زبان شیرین بچه گانه خود در مورد ورزش و اهمیت آن صحبت می کردو دفترش را در حالی که سواد خواندن نداشت رو به دوستانش گرفته و از روی آن توضیح میدادو تصاویرش را نشان می داد .ثمین از یک ورزشکار دعوت کرده بود که برای بجه ها صحبت کند.آتنا برای بچه ها نقش دو بچه را هم زمان بازی می کرد و صدایش را هر با عوض می کرد.فاطمه چند وسیله آورده بود وبا نشان دادن وسایل در مورد آن صحبت می کرد.ستاره روزنامه دیواری به کمک تصاویر درست کرده بود.حدیث با انجام پانتومیم از بچه می خواست نام ورزشی را که انجام می دهد را ببرند.خلاصه آن زنگ به چشم خود دیدم که بچه ها چه قدر توانا هستند و هر کدام به مواردی اشاره می کردند که شاید به ذهن من هم نمی رسید.هرگز کلاسم را این قدر با هیجان ندیده بودم معلم کوچولو هابه نحو احسن تدریس کردند وبا زبان شیرین خودبه دوستان خود اطلاعات می دادندو اگر کسی حواسش پرت می شد به دوستش می گفت:عزیزم گوش کن ،یا من چی گفتم بچه های دیگر به خوبی گوش می دادند

من به جرات می گویم در این روز خودم هم از آن ها چیز یا گرفتم،فهمیدم بچه ها را دست کم نگیریم به آنها میدان بدهیم با تقسیم کار در بین اعضای گروه من توانستم این بخش از علوم را عالی کار کنم و فقط نقش من هدایت گری بود.