مراحل الگوی درک ودریافت
گام اول شامل عرضه مطالب به فرگیر است . هر یك از مطالب ، مثالی مجزا ، از مفهوم است و مطالب به صورت جفت داده میشوند . در گام اول به فرگیران میگویند ، نظری مشترك در همه مثالهای مثبت وجود دارد ، وآنان وظیفه دارند فرضیهای درباره ماهیت آن مفهوم بسازند . موارد از پیش منظم شده با معرفهای با نمود وبینمود عرضه میشوند . از فرگیران میخواهند نمودهای مثالهای مختلف را مقایسه و توجیه كنند . سرانجام معلم از آنان میخواهد مفاهیم خود را نامگذاری كنند و قواعد و تعاریف مفاهیم را بر حسب نمودهای لازم بیان دارند . دانش آموزان در گام دوم دریافت خود از مفهوم را ابتدا توسط اراإـه مثالهای بدون نشان از مفهوم و سپس با اراإـه مثالهایی از خود ، ارزیابیمیكنند . معلم پس از این در صورت لزوم فرضیههای اولیه خود را تاإید یا ردمیكند ودر انتخاب خود از مفاهیم یا نمودها تجدید نظر بعمل میآورد . در گام سوم دانش آموزان راهبردهای تفكری را كه توسط آنها به مفاهیم دست یافتهاند تحلیلمیكنند و نتایج راهبردهای مختلف را مقایسه میكنند ( جویس و ویل ،1996 ، مترجم بهرنگی ) .
ساده ترین شكلهای یادگیری توام با تشریك مساعی شاگردان را چنان سازمان میدهد كه بتوانند در پاسخ به تكالیف شناختی و اجتماعی الگوهای تدریس پردازش اطلاعات به یكدیگر كمك كنند . این الگوهای تدریس مبتنی برتشریك مساعی كه كاربردشان برحسب تلاشها و تحقیقات روبرتاسلاوبین ، دیوید و راجرجانسون و همكارانشان به طور وسیعی گسترش یافته است به طور مثبت بریادگیری تحصیلی ، توسعه اجتماعی و عزت نفس یادگیرنده ثر میگذارند . جان دیویی پیشنهاد میكند كه تفحص گروهی باید الگوی اساسی یادگیری اجتماعی و تحصیلی در یك جامعه مردم سالار باشد . دامنه این الگو به شگردان از انجام تكالیف ساده یادگیری به صورت دو نفره تا الگوی پیچیده برای سازماندهی كلاسها و مدارس كه به صورت جمعهای یادگیری در تلاش آموختن به خود هستند گسترده است . روال یادگیری مبتنی برتشریك مساعی ، یادگیری در همه زمینههای برنامه تحصیلی و سنین مختلف را آسان ساخته ،موجب بهبود عزت نفس ، مهارت اجتماعی وهم پیوستگی وهدفهای یادگیری تحصیلی در دامنهای از كسب اطلاعات ومهارتها تا نمودهای كاوشگری رشتههای تحصیلی میشود . این الگو بسیار جامع و متنوع است وهدفهای كاوشگری علمی ، یكپرچگی اجتماعی و یادگیری جریان اجتماعی را با هم تركیبمیكند . میتوان از این الگو در تمام زمینههای درسی ، برای تمام سنین ، در هنگامی كه معلم میخواهد پیش از پذیرش اطلاعات از قبل تعیین شده و پیش سازمان یافته به تدوین و جنبههای مشكل گشایی دانش تاكید كند استفاده كرد . معلم در این الگو نقش تسهیلگر جریان گروهی و فراهم آورنده وسایل مورد نیاز كاوشگری دارد . او باید همچون یك مشاور تحصیلی عمل كند . دانش آموزان در این الگو به موقعیت مبهم واكنش نشان میدهند و ماهیت واكنشهای متفاوت و مشترك خودشان را بررسی میكنند . آنان نوع اطلاعات مورد نیاز برای رویآوری به مسإله را تعیین و برای گردآوری اطلاعات لازم برای آزمون آن راگردمیآورند . همچنین محصولات خود را ارزشیابی میكنند و به كاوشگری خود ادامه میدهند یا كاوشگری جدیدی را آغاز میكنند . آنها مهارتهای مذاكره و حل تعارضات كه مورد نیاز مشكل گشایی به شیوه مردم سالاری است را میآموزند . معلم نیز باید به دانش آموزان درساختن فرضیههای قابل آزمون كمك نماید (جویس و ویل ، 1996، مترجم بهرنگی ).