بازی کردن،خلاقیت ویادگیری در طول زندگی
بازی کردن فقط مختص بچه ها نیست!
بازی کردن معمولاً مربوط به زمانی می شود که آدمی در حد نهایت زنده بودنش است، در حالی که مسئله ای به این مهمی را اغلب به فراموشی می سپاریم. بازی کردن همانطور که برای بدن مان اهمیت دارد، به همان اندازه هم برای ذهن مان مفید است. در یک مقایسه می توان بازی کردن را به خواب کافی، تغذیه ی مناسب و ورزش کافی همانند کرد. بازی کردن به ما می آموزد که چگونه گزاره ها و تجربه های منفی عاطفی مان را پشت سر بگذاریم. در برطرف کردن ترس و ارتباط با دیگران که جهان اطراف مان را می سازند نیز بسیار تأثیرگذار است.
با وجود قدرتی که بازی کردن به ما میدهد، در بعضی از حیطه ها یعنی دقیقاً مابین دوران کودکی و بزرگسالی، بسیاری از ما بازی کردن را کنار می گذاریم و آن را با مسائل کاری و مسئولیت های گوناگون جایگزین می کنیم و هنگامی که وقت آزادی داشته باشیم، بیشتر تمایل به نگاه کردن تلویزیون یا رایانه داریم تا این که ذهن مان یا بدن مان را به بازی بگیریم، در حالی که بازی کردن، مختص سن خاصی نیست. این که به خودمان اجازه بدهیم حتی در سنین بالاتر، هم چون دوران کودکی از بازی کردن لذت ببریم، در حقیقت سطح زندگی خود را بالا برده ایم.
بعضی از دلایل انجام بازی در زندگی
- 1- یادگیری
- 2- خلاقیت
- 3- فعالیت های مغزی
- 4- گذراندن وقت
- 5- آرامش و تمرکز
- 6- برنده شدن در یک مسابقه
- 7- ارتقای کار گروهی
- 8- لذت بردن
بازی کردن ما را با دیگران ارتباط می دهد
این که آدمی خندیدن، لذت و شادی را با دیگر موجودات انسانی تقسیم می کند، به او احساس خوبی می دهد و در زمینه های مختلفی موجب ارتقای سطح کیفی ایشان می شود. تقسیم شادی ها با دیگران حس اعتماد به نفس، حس اعتماد به دیگران و ظرفیت درونی آدمی را در بسیاری از زمینه های انسانی افزایش می دهد.
بازی کردن، خلاقیت، انعطاف پذیری و یادگیری ما را افزایش می دهد
دروازه ی یادگیری، بازی کردن است؛ بازی کردن، تخیل ما را افزایش می دهد و ما را در هماهنگ کردن با دیگران و توانایی حل مسئله کمک می کند. مزایای بازی کردن علاوه بر آن چه در بالا ذکر شد، شامل ارتقای حس کنجکاوی، توانایی پی بردن به عمق مسائل، ریسک پذیری، توانایی های اجتماعی و سایر فعالیت های پیچیده ی انسانی می باشد. بازی کردن نوش داروی تنهایی، انزوا و افسردگی است. هنگام بازی کردن، روح و ذهن ما فاصله ی زیادی با درد، ترس و سایر فاکتورهای منفی اجتماعی دارد و هنگام بازی با سایر مردم، دوستان و غریبه ها، به یاد می آوریم که در این دنیا تنها نیستیم؛ می توان در ارتباط با دیگران، داده های بسیار مؤثری یافت که تنهایی را برای همیشه از زندگی خارج کنیم.
بازی کردن، استقامت و پشتکار می آموزد
یادگیری و یا پیش قدم شدن در یک بازی جدید، به ما می آموزد که «پشتکار» به زحمت اش می ارزد. استقامت، امری بسیار ضروری و سالم در دوران بزرگسالی محسوب می شود و به طور قطع، این امر بزرگ را از دریچه ی بازی کردن می توان آموخت.
بازی کردن، ما را شاد و پر نشاط می کند
با وجود تمام علت های مهمی که برای بازی کردن در این مقاله آمد، اساسی ترین و ساده ترین علت بازی کردن، همان احساس شادی است. بازی کردن در واقع، خودشاد بودن است. به درون بازی های مختلف این دنیا وارد شدن، موجب پر نشاط تر و محکم تر شدن قلب هایمان در ارتباط با سایر مردم می گردد.